سلام.
اول از همه٬ این وبلاگ خیلی جالب را معرفی میکنم:
لینک: من آرش هستم. یک دکتر هست (اصفهانی!) که از روزمرگی هاش می نویسه. زبان ساده ای داره و در عین حال بانمک و کمی هم بدون سانسو..ر
برانی نمونه این دوتا را بخونید:
****************************
جوونک یا افغانی بود یا مال طرفای خراسان و معلوم بود کارگر ساختمانه. اومد خیلی خجولانه نشست رو صندلی و شکایت از شکم درد و نفخ و این حرفا بعدم گفت دکتر شکمم چند وقته غده غده شده .
بعد شرح حال وکنترل مقدماتی خابوندمش رو تخت که شکمشو به دنبال غده معاینه کنم. بعد مانورهای معمول برای شل کردن شکم و پرت کردن حواسش معاینه کردم و چیزی پیدا نکردم گفتم غده ها کجان که میگی سرشو بلند کرد و عضله شکمش که به خاطر کار عملگی تیکه تیکه و خط دار شده بودو نشونم داد گفت اینا .
خندم گرفت گفتم مومن ما مدتهاس داریم جون میکنیم تا یه کمی شیکممون جمع و جور شه حالا تو واسه شیکم چار خطت اومدی دکتر!!؟
****************************
و این هم یکی دیگه که یک کمی بی ادبی باحاله:
****************************
تو یکی از روزای گرم تابستون که مراجعات مکرر مریضای اسهال و استفراغی داشتیم ؛ آخر وقت یکی از متخصصای داخلی همکارو دیدم گفتم دکتر روز شلوغی بود
گفت :آره ،امروز نونمون تو اسهال بود!!؟
از اون روز هر وقت یه روز شلوغ رو طی میکنم به این فکر میکنم که نونم اونروز تو چی بوده . دیروز هم نونمون تو انفلونزا بود
:))
*****************************
خوب فکر کنم که تا الان قانع شدین که بقیه مطالب این بلاگ را بخونید...
نکته دوم اینه که یک صحبت همراه با درخواست.
من اکثر خواننده های این وبلاگ را میشناسم. چون دوستان خیلی خوب من بودند و هستند و خواهند بود. اما خواهشی که دارم اینه که اگر نظری داده میشه به دو نکته دقت بشه
۱- من انقدر ها هم باهوش نیستم که از دست خط دوستان بفهمم که چه دوستی پشت خط هستین.
۲- درسته که ما این ور آب هستیم (اونور آب سابق) که خیلی بحثها و قوانین و رفتارها در مقایسه با ایران متفاوت هست. اما متاسفانه٬ محدودیت هایی هم هست که لااقل من ایرانی اینجا هم با اونها دست و پنجه نرم میکنم و در نتیجه باید به قول معروف حدود خودم را بدونم. اینکه کشور ما در حال حاضر به شدت بر سر مسائل بین المللی و سیاسی با آمریکا درگیر شده٬ تاثیر مستقیم و غیر مستقیمی هم بر روی تمام ایرانی ها در ایران و صد البته اینجا میگذاره. حتی با در نظر گرفتن اینکه اینجا همه چیز سر جاش هست و وقتی یک قانونی تصویب میشه٬ رای بر این هست که اجرا بشه (نه اینکه برای ژست و قیافه گیری های ۲-۳ روزه باشه)٬ پس محدودیت های اعمالی بر ما ایرانیها٬ در این بلاد به شدت اجرا میشه و قابل پیگیری.
لب کلام اینکه من دوست ندارم که از موضع قدرت و صاحب این خونه٬ نظرات دوستان را حذف و یا تعدیل کنم. دوستان همگی عاقل و بالغ هستین. لطف کنید و محدودیتهای من را هم درک کنید و از دادن نطرات با لینک های دردسر ساز٬ ترجیحا خودداری کنید. باور کنید که اصلا دوست ندارم که نظر کسی را حذف کنم. مرسی...
*******
واما یک دوست قدیمی هم امشب با ما تماس گرفت. چه حس خوبیه... راستشو بخواین آدم به خاطرات خوب از افراد توی زندگیش زنده هست... مرسی امین خان.
دوست خوب دیگه هم از کانادا با من تماس گرفت. پس امروز روز خیلی خوفیه برای من.... ای ول به این همه دوست با مرام. مرسی سروش ح. نمی دونم که این بلاگ را میخونی یا نه... اما همیشه خوشحال باشی...
***********
فضای انتخابات هم فکر کنم که کم کم گرم بشه. فضای بلاگها که خیلی جالب هست. من برای شاید اولین بار احساس میکنم که پدیده جدیدی در جامعه در حال رخ دادن هست...
دیدم آدمهایی را که به صورت خیلی جدی آقای خاتمی را مورد سوال قرار دادند و از او به صورت حرفه ای جواب میخواند. فکر کنم که این پدیده خوبی باشه. با چه قیمتی به دست ما رسیده؟ 3-4 سال پول نفت بشکه ای 100 دلار....
*************
قبلا یادمه که بهونه ای بود که بگیم اینجا چیزها گرونتره. ولی امشب فهمیدم که بنزین هم که دیگه به صورت آزاد در ایران فروخته میشه، تقریبا هم قیمت با اینجاست....
فقط اختلاف درآمد را داشته باشید.
*************
بعضی وقتها از خودم میپرسم که پشت میز نشستن خیلی چیزها را از آدم میگیره. حتی سواد و شعور و منطقی فکر کردن یک دکتر.
رئیس مجلس باشی و اولین واکنشت نسبت به خبر خود سوزی یک انسان (فرقی نداره چه برچسبی بهش بزنی) چسبوندن برچسب معتاد به اونه. خداوکیلی این فرد با چه رویی میخواد توی چشم زن و بچه هاش نگاه کنه و بگه که نگاهش به اون فرد این بوده که یک برچسب میتونه کل صورت مساله را حل کنه.
صورت مساله: یک مرد نیاز به کار و کمک داره.
*************
دارم روی یک موضوع ریسرچم کار میکنم. هر چی عمیقتر میشم، بیشتر گم میشم. هی هم به این نویسندگان مقالات چیز میگم که چرا بهتر ننوشتند.... چرا بیشتر توضیح ندادند. ولی جالبیش اینه که خودمم هم که بخوام مقاله بنویسم، ایحتمالا مثل همان ها مینوسم.
*************
مساله:
شما اگه یک ظرف پر از آب را روی سطح دیسکی بگذارید و این دیسک را بچرخونید (با سرعت زاویه ثابت) به دلیل نیروی گریز از مرکز سطح روی آب، منحنی میشه (تابع درجه دو اگه اشتباه نکنم.)
حالا، اگه نسبیت درست باشه، من همون ظرف آب را ثابت نگه میدارم و کل آسمون + ستاره ها را میچرخونم (در جهت عکس و با همون سرعت زاویه ای) به نظر شما، شکل سطح آب توی ظرف چه ریختی میشه؟
اصلا فهمیدین من چی گفتم؟
ما بریم و بخوابیم.
شب خوش
مهدی
از اظهار نظر بعضی از آدمها (جدای از سیا